ايرادهاي زيادي بر اين نظريه وارد است‌. ابتدا اين كتاب نشان خواهد داد كه با وجود فاجعه‌ (كه هيچ نمي‌خواهيم آن‌را ناچيز بشمريم‌) نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم با نيمه‌ٴ اول آن‌، تفاوت‌ اساسي نداشت‌. تا آن‌جا كه علم و معرفت در نظر باشد، محقق است كه طاعون موجب مرگ‌ نابهنگام بسياري فضلا يا فضلاي آينده شد، ولي از قرار معلوم فضلاي ديگري جايشان را گرفتند و كارشان را دنبال كردند. بيهوده است فكر كنيم اگر مرگ نابهنگام‌، رشته‌ٴ عمر كشتگان را قطع‌ نمي‌كرد چه اتفاقي مي‌افتاد، چون در هر حال همين بلاها همه‌جا و هميشه بوده است‌. اگر در نظر بگيريم كه يك شخص نابغه ممكن است بتواند مسير تاريخ را عوض كند و اين‌كه چنين كسي‌ ممكن است تقريباً هر وقتي بر اثر پوچ‌ترين حادثه‌ٴ پيش‌بيني‌نشده كشته شود، انسان در مي‌يابد كه تصادف نقش زيادي در امور بشري ايفا مي‌كند. چنين امري اين احساس را در ما پديد مي‌آورد كه بسيار فروتن باشيم‌، چندان كه شايسته است‌؛ وگرنه فايده‌اي ندارد. ما تاريخ را همان‌گونه‌ مي‌پذيريم كه هست‌، نه آن‌گونه كه اگر كساني بيشتر يا كمتر زندگي مي‌كردند، ممكن بود باشد. مهم نيست در سال 1348 چه تعداد از آدم‌هاي خوب مردند. فيلسوفان‌، اهل علم و فضل پس از آن تاريخ هم‌، از قماش همان مردمي بودند، كه پيش از آن‌.
به‌علاوه‌، هرچند مرگ‌ومير در نيمه‌ٴ قرن در بالاترين حد بود، طاعون در دنياي قديم در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ چهاردهم به‌صورت همه‌گير باقي ماند.
فن‌ّ طبابت بي‌ثمر بود، جز در مواردي كه به توصيه‌هاي بهداشتي و جدا كردن بيماران‌ مي‌پرداخت‌. امكان واگيري كاملاً شناخته شده بود، ولي تا قرن‌ها بعد، سازوكار آن را نمي‌دانستند؛ از اين‌رو، روش‌هاي پيشگيري كاملاً اتفاقي بود. مثلاً ممكن بود كسي بازارها را تعطيل كند، ولي اجتماعات ديني آزاد باشد؛ ممكن بود بوسيدن زنان را ممنوع كند، ولي‌ بوسيدن ضريح و آثار متبرك آزاد باشد؛ ممكن بود دروازه‌هاي شهر را به‌روي مردم ببندند، ولي‌ از ورود موشها و ساير موجودات بي‌خبر باشند. احساس شده بود كه جداسازي بهترين وسيله‌ٴ تضمين سلامتي است‌؛ ولي عده‌ٴ بسيار كمي قادر به تأمين آن بودند و حتي آنان هم ممكن بود قرباني بيماري شوند، چون جدا سازي‌شان آن‌طور كه خود گمان مي‌كردند، كامل نبود. بيماري‌هاي واگيردار ديگري جز طاعون سياه هميشه سلامتي مردم را تهديد مي‌كرد و آسايش‌ آنان را بر هم مي‌زد. نادرترين آنها دأالرقص بود كه در حدود سال 1374 در ناحيه‌ٴ راين آغاز شد و در طي دو قرن‌، در بخش بزرگي از اروپا انتشار يافت‌.

بررسي جغرافيايي‌

الف‌. قلمرو مسيحيت

گزارش ما از طب در قلمرو مسيحيت در هشت بخش است‌: 1) ايتاليا، كه مفصل‌تر از همه